
پری دریایی به نام شیروری از دریا بیرون می آید و به دختر دبیرستانی هیناکو می گوید: "آمده ام تا تو را بخورم." هیناکو که تنها زندگی می کند، بدنی فوق العاده خوشمزه دارد که هیولاها را به سوی خود جذب می کند. شیروری قصد دارد او را تا زمان رسیدن به بهترین شرایط محافظت کند تا روزی بتواند کاملاً او را ببلعد. احساسات هیناکو در برابر این سرنوشت ناعادلانه چه خواهد شد؟