
برای اوز وسالیوس جوان، وارث خانه دوک وسالیوس، دنیای خطرناکی به نام «خلاء» چیزی بیش از یک افسانه عامیانه برای ترساندن کودکان بدرفتار نیست. اما وقتی مراسم بلوغ اوز توسط خاندان بدخواه باسکرویل که قصد تبعید او به اعماق خلاء را دارد، قطع میشود، وارث وسالیوس متوجه میشود که زندگی صلحآمیز و پرزرق و برقش به پایان رسیده است. اکنون او باید با دنیای خلاء و ساکنان هیولاگونه آن به نام «زنجیرها» روبرو شود که همانطور که قبلاً فکر میکرد، ساختگی نیستند. با کمک آلیس، یک زنجیر مرموز با لقب «خرگوش سیاه خونین»، و اعضاء یک سازمان مخفی به نام «پاندورا»، اوز شروع به درک این میکند که وجودش ممکن است معنایی بسیار فراتر از تصوراتش داشته باشد.