
پس از این که مارین کیتاگاوا واکانا گوجو را با دنیای کسپلی آشنا کرد، او به راحتی برایش لباس میسازد. با این حال، او هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارد و هر درس جدیدی به نظر عشق او به خیاطی و عروسکهای هینایی که پدربزرگش به او یاد داده بود، اضافه میکند. از طرفی، کیتاگاوا روزبهروز پنهان کردن احساساتش نسبت به گوجو برایش سختتر میشود. با گذر زمان، رابطه بین آن دو دیگر چندان دور از ذهن به نظر نمیرسد.