
کازویا سوما، "قهرمان واقعگرا" به همراه دستیاران بااستعدادش، به تلاش برای revitalize کردن پادشگاه الفرییدن ادامه میدهد. پس از فتح وان، او با فرستاده امپراتوری گران کائوس روبرو میشود که بخاطر نقض ممنوعیت جنگ میخواهد مجازاتش کند. کازویا راهی برای اجتناب از درگیری غیرضروری و کسب متحدان جدید میبیند. تنها مانع برای موفقیت طرح به ظاهر بینقص او، گرفتن تایید از فرستاده است.