
سازمان هلسینگ که در مقابله با تهدیدات ماوراءطبیعی تخصص دارد، برای نابودی یک خونآشام که روستاییان چدار را به غول تبدیل میکند، فراخوانده میشود. Integra، رئیس سازمان، قدرتمندترین سلاح خود، آلوکارد را اعزام میکند. آلوکارد با یک تپانچه، هیولاها را نابود میکند اما افسر پلیس جوان، سراس ویکتوریا، مجروح میشود. آلوکارد به او انتخاب مرگ به عنوان انسان یا زندگی به عنوان خونآشام را پیشنهاد میدهد. با پذیرش سراس، نبرد جدیدی در خط مقدم جنگ آغاز میشود.